ميرزا محمد حيدر دوغلات

60

تاريخ رشيدى ( فارسي )

زلال مراحم خسروانه شسته گشت و يرليغ لازم الاتباع صادر شد تا زنده حشم را بند كره به سمرقند بردند در محبسى بازداشتند كه راه بيرون آمدنش مسدود بود . بيت : عدو كشته و ديو دربند به * بكل بيخ و بنياد بركنده به چه از ديده دوربين عقل كه گشاينده بند شك و نماينده راه يقين است ، پوشيده نماند كه مار را در جيب داشتن و دشمن را دوست انگاشتن از حساب عاقبت‌انديشى دور است . نظم : نكند از درندگى توبه * گرگ تا نشكنند دندانش نكند مار ترك زخم زدن * تا نكوبند سر به سندانش « 1 » و چون حضرت صاحب‌قران كه مقر سرير سلطنت ابد پيوند بود معاودت نزول فرمود و حكومت شبرغان و جاى زنده حشم را به بيان تمور پسر آقبوغا داد . « 2 » بيت : سعادتش به همين گونه روى زمين * ز خسروان بستاند به بندگان بخشد « 3 » نقل از ظفرنامه گفتار در نهضت همايون حضرت [ صاحب ] قران به جانب جته كه عبارت از مغولستان است نوبت سيوم در روز ( 28 پ ) پنجشنبه غره شعبان سنه سته و سبعين و سبعمايه ، « 4 » 158 حضرت صاحب‌قران لشكر ظفر قرين « 5 » را جمع آورده به تأييد رب العالمين « 6 » متوجه جانب جته كه عبارت از مغولستان است شد و چون رباط قطغان « 7 » محل نزول حضرت همايون گشت ،

--> ( 1 ) . نگ : - بيت عدو . . . سندانش . ( 2 ) . نگ : + فصل هجدهم . ( 3 ) . نگ : - بيت سعادتش . . . بخشد . ( 4 ) . نگ : + هجرى [ 1375 ميلادى ] . ( 5 ) . نگ : - ظفر قرين . ( 6 ) . نگ : - به تأييد رب العالمين . ( 7 ) . نگ : قطعان .